در تعریف هندسی گفته اند، گنبد مکانی هندسی است که از دوران چِفدی مشخص حول یک محور قائم به وجود می آید .

و نیز گفته اند: گنبد سقفي است نيم كروي يا مقعر كه معمولاً در بالاي پلانهاي مدور يا مربع و كثيرالاضلاع، كه با كمك گوشوار مدور مي‌شود، تعبيه مي‌گردد. گنبد داراي سوابق طولاني است كه قدمت و سير تحول آن بخوبي روشن نيست ولي با توجه به گفته‌هاي ويل دورانت مورخ هنر: «چنين خانه‌ها را درجائي كه روزي سرزمين سومر بوده است هم اكنون بآساني مي‌توان ديد. كلبه‌ها دري چوبين داشت كه روي پاشنه‌يي سنگي مي‌چرخيد، و كف اطاق معمولاً گلي بود؛ سقف كلبه را با خم كردن و اتصال سر ني‌ها بشكل قوسي مي‌ساختند، يا اينكه ني‌ها را گل‌اندود مي‌كردند و روي تيرهاي عرضي سقف مي‌كشيدند.

گاهگاهي درميان ويرانه‌ها آثار قوس يا سقف گنبدي ديده مي‌شود كه از سومريان ببابل رسيده و غير ماهرانه و بي‌آنكه بدانند سرنوشت طاقها و قوسها چه خواهد بود، از آنها دربناهاي خود استفاده مي‌كردند.»، مي‌توان استعمال گنبد را اقلاً به هزارة چهارم قبل از ميلاد نسبت داد. گنبد اصولاًُ جنبة حفاظي دارد ولي اين عنصر حفاظي نيز، مانند ساير عناصر انتفاعي، عملاً داراي جنبه‌هاي هنري است و به عبارت ديگر ذوق و سليقة زيبائي خواهي در آن وجود دارد و انواع ساده، و بخصوص نوع دوپوشي، آن را مي‌توان در زمرة هنرهاي تزييني محسوب داشت.( عباس زمانی، گنبدهای دو پوششی در آثار تاریخی ایران اسلامی)

و اما دربارة ايران باستان، اين كشور از قديم‌الايام مابين بين‌النهرين و آسياي صغير در رابطه بوده و مبادلات هنري داشته است و احتمالاً، با توجه به شرايط مشابه طبيعي، مانند بين‌النهرين از گنبد استفاده مي‌كرده است ولي تاكنون نمونه‌هاي روشني در دسترس قرار نگرفته و اولين گنبد توسط گدار فرانسوي به اواخر دورة اشكاني و اوايل دورة ساساني نسبت داده شده است: «قديميترين گنبد ايراني كه تا بحال شناخته شده، گنبد كاخ اردشير در فيروز‌آباد است. اين گنبد كه بر روي ديوارهاي ضخيم بنا شدن، چنان نادرست و بي‌ترتيب ساخته شده كه در ارتفاع چند متري از قاعدة آن هنوز برش افقيش مدور نيست و باحتمال قوي، گنبد نامبرده يكي از اولين انواع طاقي است كه در ساختمان تحقق يافته و مدتها پيش از ساختمان آن دهقانان فارس ساختن آن را ميدانستند و آنرا با خشت خام ميساخته‌اند و قديمي‌ترين نمونة آن از ميان رفته است. اين نوع طاق كه در دورة ساساني سير تكاملي را ميپيمود، و ساختمان بين منطقة سطح مربع و قسمت مدور گنبد تا دورة اسلامي متكي بقاعده درستي نبود، با وجود اين در تمام دورة ساساني با شكو‌ه‌ترين و پسنديده‌ترين طاقها شناخته شده بود. و هنوز مي‌توان سي‌تائي از نمونه‌هاي كم‌و‌بيش ويران شده آن را در باختر ايران مشاهده نمود در صورتي كه در خاور كشور فقط در دامغان و بازه‌هو و كوه خواجه از اين نوع ديده ميشود. هم‌چنين در مغرب ايران است كه جالبترين نمونه‌هاي مسجد ايراني كه عامل اصلي آن چهار طاقي ساساني است ديده مي‌شود. اين نوع مسجد عبارت از گنبدي است كه روي چهار پايه كه بوسيلة چهار قوس بهم پيوسته‌اند قرار دارد. از اينجا مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه گنبد ايراني نه تنها در غرب ايران و مخصوصاً در فارس بوجود آمد بلكه عظمت و شكوه خود را براي اولين بار در آنجا بدست آورده و رواج گرفته است. بديهي است كه اگر به حجاري‌هاي كويونجيك اعتماد كنيم، مدتها پيش از آن در آشور هم ساختمان گنبد معمول بوده و همچنين در مصر و يونان و روم، اما با تكنيك ديگري، و اين نشان مي‌دهد كه در نواحي مختلف گيتي اقدام به پوشاندن تالارهاي مربع يا مدور بوسيلة گنبد كرده و در همه‌جا وسائل اينكار را بدست آورده‌اند.

 

 

سابقه و هدف گنبدهاي دوپوشي در ايران:

پيش از آنكه گنبدهاي دوپوشي دوره‌هاي تيموري و صفوي ساخته شود، گنبدهاي دوپوشي ساده‌اي در نقاط پر باران ايران ساخته شده و شايد هدف سازندگان اين بوده كه جريان هوا از بين دوپوش ممكن و پوش داخلي از رطوبت حفظ شود و زود خراب نگردد.

يكي از گنبدهاي دوپوشي در مقبرة قابوس وشمگير (شكل ۳) در شهر گنبد قابوس ساخته شده است. گنبد قابوس در سال ۳۹۷ هجري بنا گرديده و عبارت از دو قسمت: بدنه و گنبد، است. پوش داخلي گنبد اين بنا، طبق مندرجات فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايراني، هلالي و پوش خارجي آن مخروطي است.

گنبد ديگر مربوط به برج لاجيم (شكل ۴) مازندران است كه در عداد بناهاي دورة آل‌زيار (۴۷۰-۳۱۶) محسوب است. پوش داخلي اين بنا مدور و پوش خارجي آن عبارت از يك گنبد مخروطي ساده و ظريف است.

گنبد سوم مربوط به برج رزگت (شكل ۵) واقع در شمال ايران و منسوب به آغاز قرن پنجم هجري است. پوش داخلي اين بنا مدور و پوش خارجي آن تقريباً شلغمي است.(همان)

ساختمان گنبد

اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمینه ای گرد برپا شود .

گنبد از سه قسمت تشکیل شده است :

۱- گنبد خانه یعنی زمینه گنبد

›            ۲- بَشن = هیکل یعنی قسمتی که روی زمینه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آید و یک یا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد .

›            ۳- چپیره

از آنجا که در معماری ایرانی بناها مربع و گاهی مستطیل است با چپیره کردن آنرا تبدیل به دایره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همین دلیل مرحله چپیره شدن در گنبدسازی شایان توجه است زیرا امکان داشتن زمینه گرد است که اجرای نهایی پوشش گنبد را میسر می سازد . معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمینه را به شکل مربع در نظر می گیرند تا به سادگی بتوان آنرا تبدیل به ۸ و ۱۶ و ۳۲ و بالاخره دایره کرد .

گنبد سازی در ایران به ندرت روی زمینه مستطیل نزدیک به مربع هم اجرا شده است در این صورت مستطیل تبدیل به ۶ و ۱۲ و سپس بیضی نزدیک به دایره می شود و گنبد روی بیضی قرار می گیرد . به این نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دایره بیضی است کُمبیزه گفته اند . از نمونه های این نوع گنبد با ته رنگ بیضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زید بن علی در ورامین قابل ذکرند.

گنبد/گنبدسازی/گنبد سازی/گلدسته سازی/گنبد و گلدسته/گنبد و گلدسته مسجد

چپیره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسیم می شود  :

ـ گوشه سازی = گوشه بندی

ـ شکنج = چین و چروک

گوشه سازی یا گوشه بندی یعنی ساختن و تبدیل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتیب ۱۶ و ۳۲ و ۶۴ گوشه و بالاخره دایره و با تبدیل کردن شکل مستطیل نزدیک به مربع به ۶ و ۱۲ گوشه و بالاخره بیضی است . در حالت اخیر مستطیل بشن باید نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبدیل به شش گوشه شود.

 

گوشه سازی شامل دو بخش است :

۱-     اسکنج یا سِکُنج

۲-     ترمبه یعنی جمع شده

اولین گوشه سازیها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترین موارد مثال را در ابیانه می توان دید .

دراراک هم در کاروانسرای حاج علیقلی نمونه دیگریست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمین طـریقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنین بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمین طور روی هم می چیدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .

 گنبد سازی/ساخت گنبد/گنبد سازی در تهران/گلدسته سازی/قیمت گنبد و گلدسته/قیمت گنبد و گلدسته مسجد/

چوبهای موجود در ایران از استحکام کافی برخوردار نیست و معمولاً برای پوشش دهانه های ۲/۵  تا ۳ متر به کار می رود به همین دلیل در معماری پیشین ایران در زمان هخامنشیان برای پوشش تخت جمشید از جبل عامل لبنان درختهای کنار بسیار قطور و مرتفع را آوردند . چون این حمل و نقل چوبها مستلزم هزینه ای سنگین بود در دوران اشکانی این کار متروک شد و به جای پوشش تخت از پوشش سغ استفاده کردند .

متاسفانه از معماری دوران اشکانی که در واقع پوشش سغ آغاز می شود در داخل ایران نمونه ای بجای نمانده است .

 گنبد سازی

گوشه سازی با چوب نیز به تدریج در بسیاری از نقاط ایران متروک شد و علت عمده و اصلی آن موریانه خیز بودن زمین های ایران داخلی ( ایرانشهر ) بوده و هست .

قدیمیترین نمونه بجای مانده از گوشه سازی با چوب در بازه هور است که قبلاً اشاره شد . در فهرج یزد هم با اینکه منطقه به شدت موریانه خیز است زیارتگاهی به چشم می خورد که گوشه سازی پوشش آن ، از چوب بوده است . چوب گوشه ها توسط موریانه به کلی از بین رفته ولی خشت های پشت آن به نحو معجزه آسایی باقی مانده است و از خود گنبد نشانی دیده نمی شود

نمونه این گوشه سازی با چوب بقعه شاه نعمت الله ولی در کرمان است و در این بنا برای گوشه سازی با یک تخته ، شانزده ضلعی را به ۳۲ ضلعی تبدیل کرده اند . در گنبد هارونیه طوس نیز همین عمل تکرار شده است . در مسجد جامع قزوین از تخته استفاده کرده اند.

 گنبد سازی

گلدسته سازی

نوع اول گوشه سازی اسکنج است . اسکنج متشکل از دو طاق اریب است که همدیگر را در یک نقطه قطع کرده باشند . شیوه زدن طاق ممکن است به صور مختلف رومی ، ضربی ، چپیله ( لاپوش و تیغه ای ) باشد در هر حال تقاطع دو طاق این نوع گوشه سازی را به وجود می آورد . ذکر این نکته ضروری است که بارهای وارد بر گنبد به این گوشه ها منتقل نمی شود . به همین دلیل هم ، نوع اجرای گوشه سازی تأثیری در چگونگی افزیر گنبد ندارد.

 

ترمبه = سرمبه = سلمبه

نوع دوم گوشه سازی به صورت ترمبه است در هیچ یک از لغت نامه های ایرانی به کلمه ترمبه بر نمی خوریم . لغتی به صورت ترکیب طاق و طرمب آمده است که معنای آنرا پشت هم اندازی و طاق روی طاق سوار کردن نوشته اند حال آنکه خود لغت ترمبه به معنی ، یک چیز جمع شده ، عمده ، پیش آمده ، تریده ( به طرف جلو سریده شده ) است . در واقع ترمبه همان معنی اسکنج را دارد که کنج پیش آمده باشد

 

ترمبه بر عکس سکنج به چهار طریقه پوشش می شود :

الف : با چوب:

گوشه سازی با چوب به شکل جلو آمده که حالت خاص و استثنائی ترمبه تلقی می شود .

ب: به شکل سغ :

شکل سغ یعنی پوشش منحنی شکل است که شامل فرمهای زیر می شود :

۱- فیلپوش

۲- ترمبه پتگین = پتکین

۳- ترمبه پتگونه یا پتکانه

 

 

 

فیلپوش

برای اجرای فیلپوش مثل صدف حلزون از گوشه ( نقطه صفر ) شروع می کنند و لایه های طاقی را روی همدیگر می پوشانند و سوار می کنند تا به حد مطلوب برسد ( یعنی منتهی به جائی شود که مربع را تبدیل به هشت ضلعی می کند ) .

در واقع فیلپوش به پوشش گوشة دیوار که از کنج شروع می شود و بین دو دیوار متقاطع قرار می گیرد اطلاق می شود . در قلعه دختر فارس ترمبه گنبد را به شکل فیلپوش زده اند ، نمونه خوب دیگر که هم اکنون نیز قابل مشاهده است ، گنبد کوچک بی بی شهربانو نزدیک ری است ، بنا تعلق به دوران آل بویه دارد . زیر گنبد کوچک را با لایه های آجری مثل چپیره روی هم چیده اند تا به نقطه مورد نظر برسند

 گلدسته سازی

مناره سازی

 گنبد سازی

ترمبه پتگین = پتکین

پتکین نوعی گوشه سازی است به معنی پیش آوردن تدریجی دیوار .

در خوزستان به خصوص دزفول برای این نوع گوشه سازی لغت زیبای ( تونگان ) یا ) تونجه ) را به کار می برند این کلمه معمولاً بجای بالکن می آید اما برای گوشه های دیوار که شکلی پیش آمده دارند نیز مصطلح است .

.

در مناطق دیگر ایران به نعلبکی زیر گلدسته مناره ها هم تونگان می گویند ( جائیکه قطر مناره زیاد می شود و گلدسته را روی آن سوار می کنند ) در اینجا تونگون یا تونگه به معنی طبق است . اصطلاح دیگر این شکل به طور عام پتکین است به معنی پیش نشاندن .

بهترین نمونه های گوشه سازی پتگین را در ناحیه کُمش ، سمنان ، دامغان ، بسطام و قسمتهائی از غرب خراسان می توان دید .

 

ترمبه پتگونه یا پتکانه

شکل پتکانه به چند ردیف طاقچه می گویند که روی هم سوار شده و جلو آمده باشند تا ترکیب گوشه بندی را کامل کنند . مثلاً در صفه صاحب مسجد جامع اصفهان چند ردیف طاقچه روی هم سوار شده اند که شبیه به مقرنس شده اند ولی در واقع مقرنس نیستند .اغلب ترمبه ها را تا قرن چهارم هجری پتکانه می کردند . پتکانه معنی کانه یا طاقچه روی طاقچه را می دهد . که به آن طاقچه بندی هم می گویند

سر در گنبد قابوس را قدیمی ترین مقرنس نامیده اند ولی بجای مقرنس پتکانه است .برای سـاختن پتکانه در محل مورد نظر ابتدا یک تویزه می سازند به این تویزه کوزه بند یا دوره بند ( دوره = کوزه ) و هم وزن با آن گویند که در لبه کار گذاشته می شود بعد در داخل ، طاقها را روی هم سوار می کنند .

از دوره تیموری به بعد بسیاری از پتکانه ها را با روسازی کاشی و غیره ساختند ولی نوع زیبای آن بافت پتکانه با خود آجر است .

در نظر اول پتکانه بسیار شبیه مقرنس است و با آن اشتباه می شود تفاوت عمده این دو در نوع آجر است . مقرنس از سقف آویخته می شود به همین مناسب به آن چفت آویز هم می گویند ولی پتکانه روی پای خـودش می ایستد و آویخته نمی شود برای ساختن آن اول طاقچه های پائینی را درست می کنند و طـاقچه های بالائی روی سری پائینی می نشیند ولی مقرنس از سقف شروع به تدریج پائین می آید . از قرن چهارم تا اوایل قرن پنجم هجری پتکانه ها شکلهای بسیار متنوعی پیدا کردند .یکی از قدیمی ترین ترمبه های پتکانه در بناهای دوازده امام یزد دیده می شود که توسط سرهنگان ابوجعفر کاکویه که شیعی مذهب بود ساخته شد کتیبه بنا ، نقاشی آنجا را پانزدهم رمضان ۴۲۹ هجری معرفی می کند . لذا ساخت بنا قطعاً تاریخی متأخرتر دارد . در گنبد تاج الملک یا گنبد خاکی مسجد جامع اصفهان نیز ترمبه ها پتکانه هستند . ضمناً در اجرای پتگانه بدون اجرای دوره بند ابتدا طاقها را روی هم سوار کرده اند و در پایان کار یک طاق روی همه زده اند که گنبد نهائی روی آن آمده است

 

 

چپیره شامل دو قسمت است :

۱ـ گوشه سازی

۲ـ شکنج که به چین و چروکهائی که در گوشه گنبد ایجاد می کنند اطلاق می شود این چین ها جهت تبدیل زمینه مربع ، به دایره یا زمینه مربع نزدیک به مستطیل ، به بیضی است

شکنج به دو گونه اجرا می شود :

۱ـ طاق بست یا طاق بندی

۲ـ کاربست یا کاربندی

طاق بندی و کاربندی از لحاظ قدمت تاریخی مثل سکنج و ترمبه مشابه هم دیگرند و هر دو در یک دوره و در کنار هم معمول شده اند .قبل از اسلام چون در بناها محدودیت ارتفاع مطرح نبود شکنج تنها به این صورت اجرا می شد که در گوشه های مربع بشن ، دیوار را پیش می نشستند تا تدریجاً قاعده گنبد به دایره یا بیضی نزدیک به دایره تبدیل شود پس از آن خطی کمربندی مثل گریوار روی آن قرار می دادند این گریوار معمولاً با آجر دندانه موشی اجرا می شد سپس گنبد روی آن قرار می گرفت ولی پس از اسلام به منظور دست یابی به ارتفاع کوتاهتر و کاربرد مصالح کمتر ، چپیره گنبد را با استفاده از طاق بندی یا کاربندی به دایره تبدیل کردند

گنبد سازی/گلدسته سازی /گنبد سازی در تهران

طاق بندی یا طاق بست

 طاق بندی به ساختن طاقچه روی طاقچه اطلاق می شود و طرز اجرا به این ترتیب است که از بشن گنبد به بعد گوشه ها را به تدریج یک کلوک پیش می کنند به این ترتیب دهانه از هر چهار طرف جلو می آید و نتیجتاً محدودتر و تنگ تر می شود بعد با اجرای هشت طاق ( چهار طاق در گوشه ها و چهار طاق در چهار طرف وسط دهانه مربع ) زمینه را به هشت ضلعی تبدیل می کنند .برای تبدیل هشت ضلعی به ۱۶ روی هم طاق یک (( بَرنخَش )) درست می کنند . برنخش طاقی است شبیه به کلیل که به دیواره های طرفین اتصال دارد ( چون طاقی آمودی و غیر باربر است . ) در ایجاد برنخش یک کلوک جلو می نشینند تا دهانه را تنگ تر کنند . روی برنخش را پیکانه یا پیکانی می سازند که در واقع مکمل برنخش است .حد فاصل بین پیکانی ها را با سنبوسه پر می کنند سنبوسه ها مثلث های منحنی الاضلاعی هستند که شکـل نهائـی را تقریبـاً به دایـره نزدیـک می کننـد پـس از اجرای سنبوسه دوباره یک کلوک پیـش می نشینند و گریوار را می سازند

كاربندی یا كاربست

 نوع دیگر شکنج کاربندی است که از لحاظ اصول اجرا شباهت تام با طاق بندی دارد و بدون اینکه ارتفاع گنبد زیاد شود تبدیل چهارگوش بشن به دایره میسر می گردد . به نظر می رسد اجرای کاربندی زیر گنبد از نواحی یزد و اطراف آن به سایر نقاط برده شده باشد و اطلاق کاربندی یزدی به این نوع اجرا احتمالاً به همین دلیل است .طرز کار کاربندی مثل طاق بندی است به این ترتیب که با اجرای هشت طاق در گوشه ها و وسط دهانه زمینه مربع را به هشت گوش تبدیل می کنند از این مرحله به بعد با اجرای یک کاربندی روی این طاقها هشت ضلعی یکباره به ۳۲ ضلعی تبدیل می شود و برای زدن گنبد کافیست که روی تیزه های کاربندی گریوار بگذارند تا گنبد روی آن سوار شود .گاهی با استفاده از کاربندی حتی نیاز به اجرای هشت طاق اولیه برای تبدیل زمینه به هشت ضلعی نیست به این ترتیب از ابتدای کار روی بشن چهارگوش ، یک کاربندی اجرا می کنند

گنبد سازی/مناره سازی/ساخت گنبد/سازنده گنبد/گنبد اسستیل/گنبد فلزی/گنبد سازی در تهران/گنبدسازی در تهران

.گنبدهای ایران از دو پوسته ساخته شده است

۱ـ پوسته درونی

۲ـ پوسته بیرونی

پوشـش درونی گنـبد روی به سـمت فـضای داخلی دارد و سـطح خارجـیش مـعمولاً مضرس است و به صورت پله پله ساخته می شود . به پوشش درونی (( آهیانه )) یا کُدُمبه گویند و پوشش بیرونی را (( خود )) می نامند  بدیهی است که خود بر هم بر سه گونه است :ـ صورتی از اجزا که دو پوسته کاملاً به هم پیوسته اند . یعنی خود بلافاصله روی آهیانه قرار می گیرد و فقط نوک گنبد در خود تیزه پیدا می کند تا شیب گاهی برای راندن برف و باران و غیره داشته باشد .بهترین نمونه در اوج کمال و زیبائی برای چنین گنبدهائی ، گنبد شیخ لطف اله اصفهان است این گنبد از لحاظ اجرا نوعی ویژگی دارد و آن اینست که بر خلاف سایر گنبدها آهیانه روی اَربانه سوار است . در گرداگرد اَربانه پنجره های مشبکی دیده می شود که کار نور رسانی را انجام می دهد . به دلیل وسعت دهانه چفد خود و آهیانه چمانه است

گنبدهای دوپوسته میان تهی در این وضعیت آهیانه و خود تا ناحیه شکرگاه یعنی زاویه ۵/۲۲ درجه نسبت به سطح افقی کاملاً به هم پیوسته اند و از این قسمت به بعد دوپوسته تدریجاً از هم فاصله می گیرند و جدا از هم کار می کنند . گنبد مسجد جامع اردستان ( ۵۵۵ هجری ) یکی از قدیمیترین گنبدهای دوپوسته پیوسته میان تهی است . بسیاری از گنبدهای قرن هشتم هجری را نیز به این صورت ساخته اند . یک نمونه خوب ، گنبد سیدرکن الدین یزد است که در ساخت آن از ناحیه شکرگاه تا تیزه گنبد هیچ گونه پیوندی بین دوپوسته دیده نمی شود . اما در کرمان اکثراً بین دوپوسته صندوقه شده است .برای صندوقه کردن چهار تا آجر را به صورت عمودی کنار هم می گذارند و روی آنها با آجر دیگری می پوشانند این صندوقه ها را در چند جا بین خود و آهیانه ایجاد می کنند . در این حالت گنبد از لحاظ افزیر مثل گنبد دوپوسته پیوسته است فقط سبک تر اجرا شده است . در واقع فضاهای خالی بین صندوقه ها از بار اضافه گنبد می کاهد

گنبدهای دوپوسته كاملا از هم گسسته یا گسیخته در چنین ترکیبی خود و آهیانه کاملاً از هم جدا هستند . از نمونه های اجرای خوب ، گنبد حضرت رضا ( ع ) و گنبد مسجد امام اصفهان است . در هر یک از این بناها خود و آهیانه فاصله نسبتاً زیادی از همدیگر دارند در این گنبدها برای نگه داشتن خود روی آن سوار شود این دیوارکها به نام خشخاشی معروف است

دسته بندی گنبداز نظر فرم

۱٫گنبد رک:گنبد های نوک تیز،مخروطی و هرمی (گنبد قابوس گرگان

۲٫گنبد نار:گنبد پیازی شکل ونیم کره (گنبد مسجد امام اصفهان)

۳٫گنبد ترکین:گنبدی است که پوسته حمال آن بصورت ترک ترک ساخته می شود (مسجد جامع اردستان)

۴٫گنبد خاگی:خاگ به معنی تخم مرغ است.گنبدی است که از دوران بیزکند بوجود آید ( گنبد تاج الملک،مسجد جامع اصفهان)

۵٫گنبد کمبیزه:گنبدی که قاعده اش بجای دایره بیضی باشد (مسجد حاج رجبعلی در تهران،امامزاده زید درورامین)

. گنبدهای رک اورچین (پله پله ای ) مانند گنبد مقبره دانیال نبی (ع) در شوش

انواع قوس ها:

۱٫قوس چمانه:نوعی قوس است که از تقاطع دو بیضی بدست می آید

۲٫قوس چهار بخش:نوعی پوشش که از تقاطع دو طاق آهنگ بوجود می آید

۳٫قوس سکنج:سه یعنی بیرون آمده،شکلی که از تقاطع دو طاق بوجود می آید

۴٫قوس سبویی:نوعی چفد (قوس)است که از تقاطع دو بیضی بوجود می آید

۵٫قوس تیزه دار:قوس هایی که در نوک آن تیزی دارد.تیزه دار را جناغی نیز می گویند

۶٫قوس مازه دار:قوس هایی که تیزه دار نیستند

۷٫پتکانه:طاق بندی،طاقچه بندی،طاق های کوچکی که روی هم سوار می شوند

اصطلاحات اجزای گنبد

۱٫آهیانه:به معنی جمجمه، در گنبد های دو پوسته پوشش زیرین را گویند.

۲٫خود:پوشش رویین گنبد

 

 گنبد سازی/گلدسته سازی/ساخت گنبد/ساخت گلدسته

 

 

 

پیر نیا ،محمدکریم،فصلنامه اثر

اين فصلنامه علمي ، فني ، هنري سازمان ميراث فرهنگي كشور شماره ۲- زمستان ۱۳۷۰ به چاپ رسيده است . اين فصلنامه بيستمين شماره است و مطالب خود را به تقريرات استاد كريم پيرنيا درزمينه معماري سنتي و هنر هاي وابسته اختصاص داده است . مطالب اين كتاب كه در حقيقت سلسله درسهاي استاد در طول ساليان متمادي براي دانشجويان واهل فن بوده، تحت عنوان «گنبد هاي ايران » جمع آوري شده است . در يك بخش به چگونگي ساخت گنبد ها و در بخش ديگر به طرح خصوصيات هندسي وفني گنبد ها اشاره شده است .

 پیرنیا ،خيز و اندام گنبد هاي ايراني

     مجله هنر و معماري شماره ۱۰و ۱۱ . در اين مقاله به بررسي ويژگيهاي گنبد و خصوصيات آن و نيز انواع مختلف گنبد درسير تاريخي زندگي مردم ايران پرداخته شده است و در جاي جاي مقاله مثالهاي ازگنبد هاي معروف ايراني چون گنبد : حرم مطهر امام رضا (ع) ، آرامگاه سلطان محمد خدابنده در سلطانيه ، مقبره شاه نعمت الله ولي در ماهان كرمان ، جامع قزويني و. ….. همراه با تصاويري از اين مكانها آورده شده است .

پیرنیا،محمدکریم،۱۳۸۳،سبک شناسی معماری ایرانی،تهران،سروش دانش

پیرنیا،محمدکریم،۱۳۵۲،ارمغان ایران بجهان معماری گنبد،هنرو مردم،سال ۱۲،شماره ۱۳۶-۱۳۷

پیرنیا،محمدکریم،۱۳۸۵،معماری اسلامی ایران،تهران، سروش دانش

گنبد سازیگلدسته سازیگنبد سازی در تهرانگنبد سبکگلدسته سازی در تهرانگنبد فلزیروکش گنبد